برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

281

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

اساسى خشم و نفرت مردم از محيط حاكم بر طرف نمىشد ، اقدامات متقابل نيز گاه با دشواريهاى زياد همراه بود ، مگر اينكه در اين اقدامات از سربازان بسيار فعال استفاده مىشد ، چنان كه يعقوب صفّارى در نبرد با خوارج ، از داشتن چنين سربازانى برخوردار بود ؛ او به همه ولگردانى كه به سپاه وى ملحق شدند ، نويد مدارج عالى و غنايم بسيار داد « 55 » - و بيش از همه نيز توانست در اين مورد به عهد خود وفا كند . تغييرى تدريجى در ساختار اجتماعى ايران ، به‌ويژه خراسان ، زمانى راه گشود كه سامانيان به‌عنوان تنها سلسله موجود زمام امور را به دست گرفتند ، درحالىكه آن سرزمين تا آن زمان به تعدادى از حاكم‌نشينان ، كه در آنجا قدرت حاكم ، هر روز تعويض مىشد ، تقسيم شده بود ؛ در رأس اين حاكم‌نشينان ، اميران كوچك - اغلب با عنوان « شاه » - قرار داشتند . « 56 » سامانيان اصولا بدان علاقه‌مند نبودند كه دهكانان را در موضع قوى خود حمايت كنند ، زيرا كه اگر چنين مىكردند ، در واقع حكومت خود را تضعيف كرده بودند . اينان در طول مدّت طولانى حكومت خود ، به طور موقّت موفق شدند كه نفوذ طبقه دهكانان را به عقب برانند . « 57 » امّا در نيمه دوم قرن چهارم هجرى قمرى / دهم ميلادى خاندانهاى دهكان مجددا بر امور تسلّط بسيار يافتند ، « 58 » و با اين نفوذ ، آراء آنان ، جهان‌بينى آنان و زبان آنان به‌عنوان معيار ، در سرتاسر خراسان ، تثبيت شد . « 59 » همچنين در سرزمينهاى همسايهء خراسان ، يعنى در طبرستان و گيلان با

--> ( 55 ) . تاريخ سيستان ، ص 205 ( سال 248 ه / 862 م ) و برخى صفحات ديگر . ( 56 ) . رجوع كنيد به مبحث « خراسان » در فصل « تشكيلات ادارى ايران » در كتاب حاضر . ( 57 ) . 83 f . به نقل از : يتيمه الدهر ثعالبى ) Mez 151 IV 7 ff , 1181 ) , Barthold , Vorl . ( 58 ) . رجوع كنيد به ص 176 و بعد جلد اول كتاب حاضر . ( 59 ) . رودكى از احساس و تأثرات اين قشر از زندگى ، و نيز از روزگار حبس خويش در دربار ، در شعر زيباى « بوى جوى موليان آيد همى . . . » آگاهى مىدهد . اين شعر بعدها مورد انتقاد شديد ادبى نيز قرار گرفته است ، رجوع كنيد به : . Brauwne II 15 - 17